دریاچه ایدن

جنی و استیو برای یک تعطیلات (خوب) راهی دریاچه ایدن می شوند و در آنجا با چند نوجوان لات آشنا شده و کم کم بحث بین آنها بالا میگیرد!
فیلم با تصویر چند کودک شروع می شود، تصویری از کودکانی معصوم و شاد و پاک. از همان اول فیلم دقدقه اش را به ما نشان میدهد. سپس با دو شخصیت اصلی فیلم جنی و استیو آشنا میشویم. در مسیر باز هم از رادیو درباره کودکان میشنویم.
در 30 دقیقه اول فیلم با پدر و مادر های مختلفی آشنا میشویم. برای مثال وقتی جنی و استیو در یک هتل هستند صدای جر و بحث یک مادر و پدر را میشنویم یا در همان ابتدا سیلی خوردن یک کودک از مادرش را میبینیم . فیلم در واقع خیلی ریز و هشدار دهنده به این موارد اشاره می کند و می خواهد ما را از اتفاقی که می خواهد رخ دهد آگاه سازد.
فیلم ما را به ساحلی دلپذیر با درختانی سبز می برد که البته این دلپذیری چند دقیقه بیشتر طول نمی کشد و یک گروه نوجوان لات خلوتشان را بهم میزنند.
نحوه آشنا شدن با نوجوان ها و بالا گرفتن بحث در این فیلم عالی کار شده است! اول از همه با بازی های درخشان فوق العاده واقعی در آمده و دوم بسیار آرام سوز به نمایش در می آید و به نوعی فیلم برای رسیدن به اوج خودش را به آب و آتش نمیزند.
*در ادامه بخش های مهم داستان لو میرود!*
همین روایت آرام سوز باعث می شود مخاطب کاملا با استیو و جنی آشنا شود و با آنها در ادامه همدردی کند. همین بخش مهمی از استرسی که فیلم وارد میکند را به دوش می کشد.
نوجوان ها لاستیک ماشین استیو را پنچر میکنند ، سپس در مرحله ای دیگر خود ماشین و موبایل استیو و عینکش و ... را هم میدزدند. استیو و جنی بعد از جستجو های فراوان نوجوان ها را پیدا میکنند . استیو با آنها در گیر شده و طی حادثه ای سگ برت ( سر دسته لات ها) کشته می شود.

از این نقطه به بعد فیلم به نوعی آتش می گیرد. درختان سرسبز و دلپذیر دیگر تاریک و دلگیر میشوند. فیلم ذره ذره به یک نا امیدی بزرگ پیش میرود.
قطعا یکی از برترین سکانس های فیلم سکانس شکنجه دادن استیو است. در اینجا با بازی فوق العاده ای طرفیم که فضا را واقعی تر نشان میدهد . در این سکانس شاهدیم که برت هرکدام از بچه ها را برای اینکه شریک جرم حساب شوند مجبور میکند زخمی روی بدن استیو بیندازند.
سکانس برتر دیگر این فیلم زمانی است که جنی میتواند از سوختن نجات پیدا کند(!!) و برت او را با این عنوان تهدید می کند که اگر برنگردد پسر بچه ای به نام آدام را خواهد سوزاند. چقدر فیلم احمقانه می شود اگر بر گردد نه؟! (مخصوصا با توجه به اینکه همان پسر بچه جنی را به دام نوجوان ها انداخت) همانطور ذهن بسیاری از مخاطبان میگوید، جنی بر نمیگردد و آدام هم در کمال ناباوری میسوزد! گرچه فیلم واقعا خیلی روی این مسئله زوم نمیکند.
اما قطعا اوج فیلم زمانی است که جنی یکی از نوجوان ها را ( کوچک ترینشان را) با فرو کردن یک تکه شیشه به گردنش می کشد. این صحنه با توجه به اینکه جنی خودش در مهدکودک کار می کند و می داند که این بچه ها آنچان در معرض آسیب بوده اند که به چنین هیولا هایی تبدیل شده اند واقعا فوق العاده و تکان دهنده است.
*پایان اسپویل*
دریاچه ایدن با اسلشر های دیگر تفاوت ها زیادی دارد. اول از همه تفاوت بزرگ بین ضد قهرمان این نوع فیلم ها در این فیلم خبری از یک نفرین اهریمنی یا یک قاتل ماسک زن نیست.
تفاوت دومش که بنده خیلی دوست دارم این است که دیگر اسلشر ها صرفا یک موش و گربه بازی است و آخر سر بعد از چندین بار قسر در رفتن قهرمان داستان از دست قاتل و سلاخی شدن چند شخصیت الکی این وسط، یا قهرمان داستان کشته می شود ، یا فرار می کند ، یا قاتل را میکشد و این وسط یک موش و گربه بازی بدون داستان خاصی بوده.
اما در دریاچه ایدن این موش و گربه بازی یک نردبان و مسیر برای رسیدن به اوج و پایان فیلم است .
تفاوت سوم در واقعی بودن است. من بر خلاف بسیاری از مخاطبان عقیده دارم فیلم فوق العاده واقعی بود! کافی است به حاشیه شهر ها و روستا ها و شهر های کوچک سر بزنید تا همچین نوجوان هایی را دقیقا ببنید.
در آخر این فیلم یکی از بهترین فیلم های ترسناک عمر بنده بوده و هست و باتوجه به اینکه این فیلم یک تاثیر بزرگ در روند فیلم بینی من داشت متن خیلی طولانی شد!
نمره: 8.5 از 10
